پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

محو خودست لیک نه چون من درین چه بحث؟

او چون خودی نداشته دشمن درین چه بحث؟

افسانه گوست غیر چه مهر افگنی بر او

غم برنتابد این همه گفتن درین چه بحث؟

جیحون و نیل نیست دل ست از خدا بترس

گر نیست خون دیده به دامن درین چه بحث؟

بیچاره بین که جان به شکرخنده داده است

خویشانش ار روند به شیون درین چه بحث؟

بی پرده شو ز غصه و الزام ده مرا

گفتم که گل خوش ست به گلشن درین چه بحث؟

مژگان به دل ز ذوق نگه می رود فرو

بی رشته نیست جنبش سوزن درین چه بحث؟

بت را به جلوه دیده و بر جای مانده است

گر بحث می کنم به برهمن درین چه بحث؟

همسایه ناخوش ست خوشم همنشین خموش

گر نامه ام نهاد به روزن درین چه بحث؟

بعد از حزین که رحمت حق بر روانش باد

ما کرده ایم پرورش فن درین چه بحث؟

او جسته جسته غالب و من دسته دسته ام

عرفی کسی ست لیک نه چون من درین چه بحث؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج
  2. شمارهٔ ۱۰۹ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ
  3. شمارهٔ ۱۱۰در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ
  4. شمارهٔ ۱۱۱باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
  5. شمارهٔ ۱۱۲آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح
  6. شمارهٔ ۱۱۳ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ
  7. شمارهٔ ۱۱۴تا بشوید نهاد ما ز وسخ
  8. شمارهٔ ۱۱۵لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.