پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

امشب آتشین‌رویی گرم ژندخوانی‌هاست

کز لبش نوا هر دم در شررفشانی‌هاست

تا در آب افتاده عکس قد دلجویش

چشمه همچو آیینه فارغ از روانی‌هاست

در کشاکش ضعفم نگسلد روان از تن

این که من نمی‌میرم هم ز ناتوانی‌هاست

از خمیدن پشتم روی بر قفا باشد

تا چه‌ها درین پیری حسرت جوانی‌هاست

کشته دل خویشم کز ستمگران یکسر

دید دلفریبی‌ها گفت مهربانی‌هاست

سوی من نگه دارد چین فگنده در ابرو

با گران‌رکابی‌ها خوش سبک‌عنانی‌هاست

دائم از سر خاکم رخ نهفته بگذشتن

هان و هان خدا دشمن این چه بدگمانی‌هاست

شوخیش در آیینه محو آن دهن دارد

چشم سحرپردازش باب نکته‌دانی‌هاست

با عدو عتابستی وز منش حجابستی

وه چه دلربایی‌ها هی چه جان‌ستانی‌هاست

با چنین تهیدستی بهره چه بود از هستی

کار ما ز سرمستی آستین‌فشانی‌هاست

ای که اندرین وادی مژده از هما دادی

بر سرم ز آزادی سایه را گرانی‌هاست

ذوق فکر غالب را برده ز انجمن بیرون

با ظهوری و صائب محو هم‌زبانی‌هاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳هم وعده و هم منع ز بخشش چه حسابست
  2. شمارهٔ ۶۴نشاط معنویان از شرابخانه تست
  3. شمارهٔ ۶۵حق جلوه گر ز طرز بیان محمدست
  4. شمارهٔ ۶۶چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
  5. شمارهٔ ۶۷به خود رسیدنش از ناز بس که دشوارست
  6. شمارهٔ ۶۸چشمم از ابر اشکبارترست
  7. شمارهٔ ۶۹کشته را رشک کشته دگرست
  8. شمارهٔ ۷۰سینه بگشودیم و خلقی دید کاینجا آتش است
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.