پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

گر بار نیست سایه خود از بید بوده است

باری بگو که از تو چه امید بوده است؟

شادم ز درد دل که به مغز شکیب ریخت

نومیدیی که راحت جاوید بوده است

ظالم هم از نهاد خود آزار می کشد

بر فرق اره اره تشدید بوده است

شبها کند ز روی تو دریوزه ضیا

مه کاسه گدایی خورشید بوده است

تلخ ست تلخ رشک تمنای خویشتن

شادم که دل ز وصل تو نومید بوده است

در ماه روزه طره پریشان چه می روی؟

می خور که در زمانه شب عید بوده است

از رشک خوشنوایی ساز خیال من

مضراب نی به ناخن ناهید بوده است

هرگونه حسرتی که ز ایام می کشیم

درد ته پیاله امید بوده است

حق را ز خلق جو که نوآموز دید را

آیینه خانه مکتب توحید بوده است

نادان حریف مستی غالب مشو که او

دردی کش پیاله جمشید بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲سموم وادی امکان ز بس جگر تابست
  2. شمارهٔ ۶۳هم وعده و هم منع ز بخشش چه حسابست
  3. شمارهٔ ۶۴نشاط معنویان از شرابخانه تست
  4. شمارهٔ ۶۵حق جلوه گر ز طرز بیان محمدست
  5. شمارهٔ ۶۶چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
  6. شمارهٔ ۶۷به خود رسیدنش از ناز بس که دشوارست
  7. شمارهٔ ۶۸چشمم از ابر اشکبارترست
  8. شمارهٔ ۶۹کشته را رشک کشته دگرست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.