پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

منع ما از باده عرض احتسابی بیش نیست

محتسب افشرده انگور، آبی بیش نیست

رنج و راحت بر طرف شاهد پرستانیم ما

دوزخ از سرگرمی نازش عتابی بیش نیست

خارج از هنگامه سر تا سر به بیکاری گذشت

رشته عمر خضر مد حسابی بیش نیست

قطره و موج و کف و گرداب جیحونست و بس

این من و مایی که می بالد حجابی بیش نیست

خویش را صورت پرستان هرزه رسوا کرده اند

جلوه می نامند و در معنی نقابی بیش نیست

شوخی اندیشه خویش ست سر تا پای ما

تار و پود هستی ما پیچ و تابی بیش نیست

زخم دل لب تشنه شور تبسم های تست

این نمکدان ها به چشم ما سرابی بیش نیست

نامه بر از پیشگاه ناز مکتوب مرا

پاسخی آورده است اما جوابی بیش نیست

جلوه کن منت منه از ذره کمتر نیستم

حسن با این تابناکی آفتابی بیش نیست

چند رنگین نکته دلکش، تکلف بر طرف

دیده ام دیوان غالب انتخابی بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست
  2. شمارهٔ ۹۹یاد از عدو نیارم وین هم ز دوربینی ست
  3. شمارهٔ ۱۰۰خواست کز ما رنجد و تقریب رنجیدن نداشت
  4. شمارهٔ ۱۰۱گل را به جرم عربده رنگ و بو گرفت
  5. شمارهٔ ۱۰۲ساخت ز راستی به غیر ترک فسونگری گرفت
  6. شمارهٔ ۱۰۳بس که از تاب نگاه تو ز آسودن رفت
  7. شمارهٔ ۱۰۴یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت
  8. شمارهٔ ۱۰۵دل برد و حق آنست که دلبر نتوان گفت
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.