پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۲ صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۳ تلخ‌کامی‌های ما از گردش ایّام نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۴ دل که بی‌زخم تو باشد به جهان خرّم نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۵ عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۶ ذرّه‌ای نیست که آیینة دیدار تو نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۷ بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست
  9. شمارهٔ ۱۸۹ بی‌لب او نشئه‌ای در ساغر و پیمانه نیست
  10. شمارهٔ ۱۹۰ بر دل از داغ غم قیاسی نیست
  11. شمارهٔ ۱۹۱ چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
  12. شمارهٔ ۱۹۲ امشب که ذوق جلوه رخش بی‌نقاب داشت
  13. شمارهٔ ۱۹۳ دوشم چراغ دیده ز روی تو تاب داشت
  14. شمارهٔ ۱۹۴ یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشت
  15. شمارهٔ ۱۹۵ یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
  16. شمارهٔ ۱۹۶ هر که در کوی تو چندی چو دلم منزل داشت
  17. شمارهٔ ۱۹۷ دی به خاطر یاد آن گیسوی مشک‌آسا گذشت
  18. شمارهٔ ۱۹۸ به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
  19. شمارهٔ ۱۹۹ در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
  20. شمارهٔ ۲۰۰ در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
  21. شمارهٔ ۲۰۱ راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
  22. شمارهٔ ۲۰۲ ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
  23. شمارهٔ ۲۰۳ کسی چون خرد دستگاهی نداشت
  24. شمارهٔ ۲۰۴ در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
  25. شمارهٔ ۲۰۵ غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
  26. شمارهٔ ۲۰۶ کسی ز ننگ به من گرچه روبه‌رو نگذاشت
  27. شمارهٔ ۲۰۷ خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
  28. شمارهٔ ۲۰۸ زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
  29. شمارهٔ ۲۰۹ شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
  30. شمارهٔ ۲۱۰ نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
  31. شمارهٔ ۲۱۱ سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
  32. شمارهٔ ۲۱۲ در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
  33. شمارهٔ ۲۱۳ یک نفس خود را ز غم آزاد می‌باید گرفت
  34. شمارهٔ ۲۱۴ یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت
  35. شمارهٔ ۲۱۵ تا گریبان من اینک گرد دامانم گرفت
  36. شمارهٔ ۲۱۶ گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت
  37. شمارهٔ ۲۱۷ غنچه را دور از لب لعلت دل از گلشن گرفت
  38. شمارهٔ ۲۱۸ چون نیاز ما و ناز او به هم درمی‌گرفت
  39. شمارهٔ ۲۱۹ رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
  40. شمارهٔ ۲۲۰ می‌فزاید عشق من هر دم چو حسن کاملت
  41. شمارهٔ ۲۲۱ زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
  42. شمارهٔ ۲۲۲ گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
  43. شمارهٔ ۲۲۳ سفر عمر زیانست و درو سود عبث
  44. شمارهٔ ۲۲۴ هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
  45. شمارهٔ ۲۲۵ هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ای بی‌لبت حرام بر اهل کلام بحث
  47. شمارهٔ ۲۲۷ درنخواهد داد تن بیماری ما در علاج
  48. شمارهٔ ۲۲۸ درد مرا به عیسی مریم چه احتیاج
  49. شمارهٔ ۲۲۹ گهی کلاه نهی بر سر و گه افسر کج
  50. شمارهٔ ۲۳۰ خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح
  51. شمارهٔ ۲۳۱ یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح
  52. شمارهٔ ۲۳۲ شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح
  53. شمارهٔ ۲۳۳ وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ
  54. شمارهٔ ۲۳۴ مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
  55. شمارهٔ ۲۳۵ باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
  56. شمارهٔ ۲۳۶ ببرید زلف گرچه به پای تو سر نهاد
  57. شمارهٔ ۲۳۷ کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ز ضعفم بی‌تو بر تن از گرانی مو نمی‌جنبد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد
  60. شمارهٔ ۲۴۰ وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد

متن اشعار به نقل از گنجور.