پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

شکاری گر به دام افتد چه شد، زینها هزار افتد

خوشا اقبال صیّادی که در دام شکار افتد

گذشتم بر خزان باد بهارم خون به جوش آورد

چه خواهد شد اگر روزی گذارم بر بهار افتد!

محیط عشق خوبان زورق‌آشام است گردابش

درین دریا عجب دارم که موجی برکنار افتد

چنان گرم ره شوقم که گاه ناتوانی‌ها

نگه آرد به پروازم اگر پایم ز کار افتد

به معشوقی نزیبد هر که دارد نام معشوقی

ز صد خوبان یکی باشد که شاه و شهریار افتد

ندیدم در جهان یاری که از دل غم برد بیرون

غمم افزون کند هر کس که با من غمگسار افتد

نه هر دل قابل دردست و هر جان باب نومیدی

به صد خون لاله‌ای از یک چمن گل داغدار افتد

پسند ناکسان بودن نشان ناکسی باشد

چه بهتر دردمندی گر ز چشم روزگار افتد

بیا و موج‌زن دریای رحمت را تماشا کن

به هر جا قطره‌ی اشکی ز چشم اشکبار افتد

وفای دلبران بهتر که دایم بی‌وفا باشد

قرار عشق آن بهتر که دایم بی‌قرار افتد

سخن در امتحان کوهکن بود ارنه می‌بایست

که برق تیشه آتش گردد و در کوهسار افتد

من و غم سال‌ها فیّاض با هم داشتیم الفت

بدان گرمی که بعد از مدتی یاری به یار افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد
  2. شمارهٔ ۲۴۲کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
  3. شمارهٔ ۲۴۳سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۴۶به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش می‌گردد
  7. شمارهٔ ۲۴۷دل مسیح ز دردم شکسته می‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۴۸نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.