پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد

نگاهش پرتو خور گر بود بر ما نمی‌افتد

مه رویش گهی تاب از غضب دارد گه از باده

به گلزار جمال او گل از گل وانمی‌افتد

اگر سررشتة کار اسیران بلا نبود

سر زلف درازت این چنین در پا نمی‌افتد

چنان هنگامة بازارِ دامن‌گیریش گرمست

که نوبت در قیامت هم به دست ما نمی‌افتد

نرنجی گر نگاهش بر رقیبان می‌فتد فیّاض

که تیر خردسالان متّصل یک جا نمی‌افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۲۴۴ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد
  3. شمارهٔ ۲۴۵ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد
  4. شمارهٔ ۲۴۶به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۴۷دل مسیح ز دردم شکسته می‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۴۸نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
  7. شمارهٔ ۲۴۹هر آه که درد از دل ناشاد برآرد
  8. شمارهٔ ۲۵۰تا نکتة رنگینِ ادا جوش برآورد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.