پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ الهی فیضِ مشرب ده که دلگیرم ز مذهب‌ها
  2. شمارهٔ ۲ تا شفیع خویش کردم صاحب معراج را
  3. شمارهٔ ۳ هرزه کمر نبسته‌ام کینة روزگار را
  4. شمارهٔ ۴ لبریزِ شکوه شد دل حسرت‌پرست ما
  5. شمارهٔ ۵ عشق آمده آتش زده در نیک و بد ما
  6. شمارهٔ ۶ خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما
  7. شمارهٔ ۷ تدبیر ماست در گرو عقل پیر ما
  8. شمارهٔ ۸ گفته‌ای: بیدار باید عاشق دیدار ما
  9. شمارهٔ ۹ جز داغ سینه گل نکند در بهار ما
  10. شمارهٔ ۱۰ کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما
  11. شمارهٔ ۱۱ ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
  12. شمارهٔ ۱۲ ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ما
  13. شمارهٔ ۱۳ بیجا نبود سعی فلک در هلاک ما
  14. شمارهٔ ۱۴ پُر است یاد تو در کنج دیده و دل ما
  15. شمارهٔ ۱۵ آیینة هر لاله عذارست دل ما
  16. شمارهٔ ۱۶ گر مستی‌یی ز لعل بتان می‌کنیم ما
  17. شمارهٔ ۱۷ آتش چکد چو آب ز طرز بیان ما
  18. شمارهٔ ۱۸ ای تشنه تیغ ابروی نازت به خون ما
  19. شمارهٔ ۱۹ مشق شوخی می‌‌کند طفلی به قصد جان ما
  20. شمارهٔ ۲۰ غصّه را دل نگشاید به جز از سینة ما
  21. شمارهٔ ۲۱ بسکه افسردگی از هجر تو شد پیشة ما
  22. شمارهٔ ۲۲ کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ما
  23. شمارهٔ ۲۳ گفته‌ای بیدار باید عاشق دیدار ما
  24. شمارهٔ ۲۴ کشت ما را تغافل یار بی‌پروای ما
  25. شمارهٔ ۲۵ وصل شد باعث جدایی ما
  26. شمارهٔ ۲۶ بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها
  27. شمارهٔ ۲۷ تا تو افکندی به دولت سایه بر گلزارها
  28. شمارهٔ ۲۸ نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حال‌ها
  29. شمارهٔ ۲۹ الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها
  30. شمارهٔ ۳۰ کجا شد آن نمک‌پاشی به زخم از همزبانی‌ها
  31. شمارهٔ ۳۱ یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را
  32. شمارهٔ ۳۲ صلای می‌زنم امروز مه‌وش خود را
  33. شمارهٔ ۳۳ چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
  34. شمارهٔ ۳۴ به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
  35. شمارهٔ ۳۵ تمنّای تو جان اندر تن آرد نقش دیبا را
  36. شمارهٔ ۳۶ نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  37. شمارهٔ ۳۷ خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
  38. شمارهٔ ۳۸ کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
  39. شمارهٔ ۳۹ پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
  40. شمارهٔ ۴۰ تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
  41. شمارهٔ ۴۱ چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  42. شمارهٔ ۴۲ سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  43. شمارهٔ ۴۳ نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  44. شمارهٔ ۴۴ کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  45. شمارهٔ ۴۵ منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  46. شمارهٔ ۴۶ کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
  47. شمارهٔ ۴۷ چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
  48. شمارهٔ ۴۸ ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
  49. شمارهٔ ۴۹ ز من منّت بود سرو و سمن را
  50. شمارهٔ ۵۰ نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را
  51. شمارهٔ ۵۱ گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
  52. شمارهٔ ۵۲ نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
  53. شمارهٔ ۵۳ بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
  54. شمارهٔ ۵۴ از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
  55. شمارهٔ ۵۵ سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را
  56. شمارهٔ ۵۶ گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
  57. شمارهٔ ۵۷ ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را
  58. شمارهٔ ۵۸ بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را
  59. شمارهٔ ۵۹ جدا از دوستان در مرگ می‌بینم رهائی را
  60. شمارهٔ ۶۰ عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را

متن اشعار به نقل از گنجور.