پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را

مگر خدنگ تو بگشاید این معمّا را

فراخ عیشی موجم ز رشک می‌سوزد

که تنگ در بغل آورده است دریا را

فروختیم به یک تار زلف او دل و دین

اگر به هم نزند زلف یار سودا را

چه‌گونه نشکندم دل که زهر غمزة تو

شکست بر رخ خورشید رنگ سیما را

ملاحت شکرت شور در جهان افکند

نمک نکرده کسی جز لب تو حلوا را

به چشم باختنش وصل یوسف ارزانی

که برده است درین باختن زلیخا را

ز دیده بی‌تو نگه را فکند از آن فیّاض

که بی‌رخت نتوان دید چشم بینا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
  2. شمارهٔ ۳۹پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
  3. شمارهٔ ۴۰تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
  4. شمارهٔ ۴۱چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  5. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  6. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  7. شمارهٔ ۴۴کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  8. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.