پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را

آه این چه آتش است که می‌سوزد آب را

از دیدن تو دیده فرو بسته‌ام ولی

دل در کمین نشسته هزار اضطراب را

سیراب میتوان شدن اکنون که تیغ تو

قیمت به خون تشنه رساندست آب را

گفتی که روی خوب چو دیدی ندیده کن

نادیده کس چه‌گونه کند آفتاب را!

چون خواب خوش کنیم که شب در کمین ماست!

چشمی که در خیال زند راه خواب را

ما را دگر چه بر سر آتش نشانده‌ای

باری به غمزه گو که نسوزد کباب را

فیّاض قدرتیست که شیرین‌تر آیدم

هر چند تلخ‌تر دهد آن لب جواب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
  2. شمارهٔ ۴۰تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
  3. شمارهٔ ۴۱چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  4. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  5. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  6. شمارهٔ ۴۴کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  7. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  8. شمارهٔ ۴۶کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.