پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را

چون فلک شب واکنم دکان داغ خویش را

منّتی نه از بهاران بود و نه از چشمه‌سار

ما به آب دیده پروردیم باغ خویش را

با جنون نارسا نتوان ز عقل ایمن نشست

اندکی آشفته‌تر خواهم دماغ خویش را

پرتو بخت سیه را بر سرم تا سایه کرد

کم ندانیم از هما اقبال زاغ خویش را

داغ دل را با کسی فیّاض ننمودم چو صبح

زیر دامن سوختم چون شب چراغ خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  2. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  3. شمارهٔ ۴۴کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  4. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  5. شمارهٔ ۴۶کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
  6. شمارهٔ ۴۷چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
  7. شمارهٔ ۴۸ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
  8. شمارهٔ ۴۹ز من منّت بود سرو و سمن را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.