پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

کتابت کی تواند داد داد بیقراران را

سحاب خشک حسرت می‌دهد مشتاق باران را

چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمی‌اری

به امیدی نشاندی ای صبا امیدواران را

نمک دارد که بعد از انتظار غم ز دل بردن

جراحت تازه سازد نامة او دل‌فگاران را

گلستان را به سر تا سایة سرو تو افتادست

بهار تازه‌رو دادست گویی نوبهاران را

هنوز اندر چمن زان شب که بگشادی گریبانی

گل از بوی تو بر هم می‌نهد داغ هزاران را

ستم باشد پس از رو دادن اسباب جمعیّت

که گردون دورتر گرداند از هم دوستداران را

مگر از کوی او فیّاض انداز سفر دارد

وداع طرفه‌ای می‌کرد امشب باز یاران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
  2. شمارهٔ ۴۹ز من منّت بود سرو و سمن را
  3. شمارهٔ ۵۰نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را
  4. شمارهٔ ۵۱گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
  5. شمارهٔ ۵۲نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
  6. شمارهٔ ۵۳بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
  7. شمارهٔ ۵۴از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
  8. شمارهٔ ۵۵سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.