پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را

سبز در آتش کند اقبال خالت دانه را

مستیم چون بوی گل پنهان نمی‌ماند به کس

من که بر سر همچو شاخ گل زدم پیمانه را

حال ما از ما چه می‌پرسی که پامال توییم

سیل داند سرگذشتی هست اگر ویرانه را

وضع دنیا گرنه با انجام باشد غم مدار

خاصه از بهر خرابی ساختند این خانه را

چارة غم در محبّت تن به غم دردانست

سوختن آبی بر آتش می‌زند پروانه را

تا به راه افتادم از بیراه شوقم مانده شد

جاده کی زنجیر بر پا می‌نهد دیوانه را

عیش دنیا عاقلان را سخت غافل کرده است

از برای خواب پیدا کرده‌اند افسانه را

گم نخواهد گشت در خاک این گرامی تخم پاک

سبز خواهد کرد دهقان عاقبت این دانه را

در میان کفر و دین بیگانگی فیّاض چیست؟

صلح باید داد با هم کعبه و بتخانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را
  2. شمارهٔ ۵۸بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را
  3. شمارهٔ ۵۹جدا از دوستان در مرگ می‌بینم رهائی را
  4. شمارهٔ ۶۰عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را
  5. شمارهٔ ۶۱مصوّرگونه از رویت دهد حسن مثالی را
  6. شمارهٔ ۶۲کردند پردة رخ دلدار شیشه را
  7. شمارهٔ ۶۳از گریه خلاصی نبود چشم ترم را
  8. شمارهٔ ۶۴این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.