پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا

می‌کنی ای دانه استعداد را باطل چرا

دل ازین منزل به جای زاد بردار و برو

کار آسانست بر خود می‌کنی مشکل چرا

چون دلم خون کرد منع گریه از یاری نبود

سر بریدن جای خود بستن رگ بسمل چرا

میل ابروی تو با شمشیر بازی می‌کند

تهمت خون کس نهد بر دامن قاتل چرا

جنگ با او کن که ننگ از وی نیابی در گریز

با من دیوانه می‌کاوی تو ای عاقل چرا

ترک من کردی چه گویم یارِ دشمن هم شدی؟

قدر خود را هم نمی‌دانی تو ای جاهل چرا

صدق اگر داری ز کذب مردمان آسوده باش

گر نمی‌رنجی ز حق، رنجیدن از باطل چرا

پاکی دامن کجا و تهمت آلودگی

آفتاب اندودن ای دشمن به مشت گل چرا

دامن دریا نگردد تهمت‌آلود غبار

می‌دهی بر باد گرد دامن ساحل چرا

قطره گر در خود نگنجد جای استبعاد نیست

این قدر کم‌ظرفی از یاران دریادل چرا

عاقلان را هوش اگر در سر نباشد دور نیست

این‌قدر بیهوشی از رندان لایعقل چرا

اندر آن وادی که مجنونست این‌آوازه نیست

می‌فزایی ای جرس بار دل محمل چرا

کعبه می‌خواهی درین وادی بیابان مرگ شو

تا توان فیّاض در ره مرد در منزل چرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
  2. شمارهٔ ۶۷رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا
  3. شمارهٔ ۶۸جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما را
  4. شمارهٔ ۶۹نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را
  5. شمارهٔ ۷۰تا حلقه نبد زلف بت مهوش ما را
  6. شمارهٔ ۷۱الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
  7. شمارهٔ ۷۲تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
  8. شمارهٔ ۷۳مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.