پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را

تو ای باد صبا هر جا که می‌خواهی ببر ما را

درین کشور کسی ما را به چیزی برنمی‌گیرد

به یک مشت غباری از در جانان بخر ما را

چو شمشیریم و بر اندام ما جوهر سپر باشد

به جنگ ما میا دشمن چو بینی بی‌سپر ما را

تو زاغی زاغ، قدر ما نمی‌دانی ولی طوطی

اگر دیدی نمی‌دادی به صد تنگ شکر ما را

صبا از کوی او فیّاض پنداری خبر دارد

که تا در جلوه آمد کرد از خود بی‌خبر ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
  2. شمارهٔ ۷۲تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
  3. شمارهٔ ۷۳مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
  4. شمارهٔ ۷۴چو کرد خاک ره یار روزگار مرا
  5. شمارهٔ ۷۵بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا
  6. شمارهٔ ۷۶از ناتوانی می‌کشد دوش نفس بار مرا
  7. شمارهٔ ۷۷دل می‌کشد به لالة راغ دگر مرا
  8. شمارهٔ ۷۸باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.