پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را

نمکزار تبسّم کن لب زخم دل ما را

مباد آسیب تدبیر گشایش ره درو یابد

به چین جبهة خوبان گره کن مشکل ما را

مکرّر شد به یک عادت تپیدن بیمِ آرامست

نوید اضطراب تازه‌ای ده بسمل ما را

دل دانش فریب ما هنوز از عقل می‌لافد

ازین یک پرده هم دیوانه‌تر کن عاقل ما را

گیاه ماتم از سرچشمه‌ای امیدها دیدست

به برق ناامیدی‌ها سوزان حاصل ما را

به خون خود رقم در محضر شمشیر او کردیم

که کس روز جزا دامن نگیرد قاتل ما را

شفاعت خواه ما فیّاض اگر مهر بتان باشد

تواند در نظر حق وانمودن باطل ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
  2. شمارهٔ ۷۴چو کرد خاک ره یار روزگار مرا
  3. شمارهٔ ۷۵بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا
  4. شمارهٔ ۷۶از ناتوانی می‌کشد دوش نفس بار مرا
  5. شمارهٔ ۷۷دل می‌کشد به لالة راغ دگر مرا
  6. شمارهٔ ۷۸باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
  7. شمارهٔ ۷۹دل به زلفش می‌کشد آشفته سامانی مرا
  8. شمارهٔ ۸۰ها مژده که جانانه خرامید به صحرا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.