پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

دل به زلفش می‌کشد آشفته سامانی مرا

می‌:ند تکلیف هندستان پریشانی مرا

رتبة لیلی چو دادش حسن دانستم که عشق

همچو مجنون می‌کند آخر بیابانی مرا

شسته‌ام تا دفتر تعلیم را آسوده‌ام

هست دانش آفتاب و سایه نادانی مرا

کثرت و خلوت ندانم بس که مدهوش توام

از وجود غیر فارغ کرده عریانی مرا

در لباس ابر بهتر می‌توان دید آفتاب

در نظر پوشیده تر کر دست عریانی مرا

دشمنی با اهل اسلامم نه کافر دوستی است

ننگ می‌آید عزیزان زین مسلمانی مرا!

نه ز طاعت بر توانم خورد نه از معصیت

هر چه کشتم بار می‌آرد پشیمانی مرا

ما اسیران غم از یک جیب سر بر کرده‌ایم

کرد طوق فاخته آخر گریبانی مرا

آرزوی وصل پیش و بیم هجران در قفا

از دو جانب می‌کند عشقت نگهبانی مرا

دهر اگر باشد زلیخا من چو یوسف نیستم

پس چرا بی‌جرم عصمت کرده زندانی مرا

خودنمایی‌ها حجاب چهرة مقصود بود

صد در دانش گشاد اظهار نادانی مرا

خدمت مخدوم اصفاهانی ای فیّاض کاش

در هوای خود کند چندی صفاهانی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا
  2. شمارهٔ ۸۲چو دادند اختیار کل قضا را
  3. شمارهٔ ۸۳ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
  4. شمارهٔ ۸۴به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب
  5. شمارهٔ ۸۵بنشین که بی‌رخ تو ندارم قرار و تاب
  6. شمارهٔ ۸۶عُجْب در مستی ندارد هیچ فرقی با شراب
  7. شمارهٔ ۸۷همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب
  8. شمارهٔ ۸۸دلم از غصّه رنجورست امشب
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.