پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

بنشین که بی‌رخ تو ندارم قرار و تاب

عمر عزیز من چه به رفتن کنی شتاب!

صد نکته هست در تو که در آفتاب نیست

حسن تو احتیاج ندارد به آب و تاب

معشوق اگر نجیب بود حسن شرط نیست

رنگ شکسته کم نکند قدر آفتاب

از بس خجل شود ز نسیم تو، دور نیست

گر در دماغِ غنچه شود بوی گل گلاب!

ترسم ز چشم فتنه گزندی به او رسد

طفل نگاه خیره و روی تو بی‌نقاب

ترسم که رنگ بر رخ تو شرم بشکند

زلفت فکنده است کتانی به ماهتاب

فیّاض بر رخش نظری چون کنم ز دور

صد غوطه می‌خورد نگهم در خوی حجاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب
  2. شمارهٔ ۸۸دلم از غصّه رنجورست امشب
  3. شمارهٔ ۸۹بی‌لبت ساغر می‌ آب ندارد امشب
  4. شمارهٔ ۹۰نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
  5. شمارهٔ ۹۱جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب
  6. شمارهٔ ۹۲زلف را با تیره‌بختی شد رخ جانان نصیب
  7. شمارهٔ ۹۳گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
  8. شمارهٔ ۹۴غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.