پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

بی‌لبت ساغر می‌ آب ندارد امشب

شمع در مجلس ما تاب ندارد امشب

دل ندانم که دگر در چه خیالست که باز

اشک در دیدة ما خواب ندارد امشب

موج طوفان بلد و وعدة ساحل نزدیک

کشتیم لنگر گرداب ندارد امشب

شمع روی که برافروخته یارب! که فلک

رنگ بر چهرة مهتاب ندارد امشب

از سرشکم نه همین پنجة مژگان جگریست

این حنا، کیست که در آب ندارد امشب

تیرت از پهلوی ما پای کشیدست که دل

تکیه بر بستر سنجاب ندارد امشب

خبری هست که اشکم نه چو هر شب فیّاض

پنجه در پنجة سیماب ندارد امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب
  2. شمارهٔ ۹۲زلف را با تیره‌بختی شد رخ جانان نصیب
  3. شمارهٔ ۹۳گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
  4. شمارهٔ ۹۴غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت
  5. شمارهٔ ۹۵امشب ز فرقت تو دلم چون چراغ سوخت
  6. شمارهٔ ۹۶اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت
  7. شمارهٔ ۹۷پیشهٔ ما عشق و رندی کار ماست
  8. شمارهٔ ۹۸دل بد مکن ز همدمی غم که آشناست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.