پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

زلف را با تیره‌بختی شد رخ جانان نصیب

پُر عجب نبود که کافر را شود ایمان نصیب

بر در دارالشفای یأس رو تا بنگری

داغ را مرهم دچا رو درد را درمان نصیب

شکر طالع، ما چه می‌کردیم در گلزار وصل

زخم دل را گر نمی‌شد هم لب خندان نصیب

دامن از لخت دل ناشاد پر دارم بس است

غنچه را گو باش برگ عیش در دامان نصیب

طالع نیکو برند وو بخت ناسازت دهند

در سر کوی محبّت کرده‌اند ارزان نصیب

گوی دولت برد هر کس ترک ننگ و نام کرد

تا قیامت شد سر منصور را سامان نصیب

کوهکن جان کند و شیرین قسمت پرویز شد

سعی ننموده‌‌ست در تحصیل روزی جان نصیب

بازم از خاک دری فیّاض چشم سرمه‌ایست

گر به تکلیفم کشاند سوی اصفاهان نصیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت
  2. شمارهٔ ۹۵امشب ز فرقت تو دلم چون چراغ سوخت
  3. شمارهٔ ۹۶اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت
  4. شمارهٔ ۹۷پیشهٔ ما عشق و رندی کار ماست
  5. شمارهٔ ۹۸دل بد مکن ز همدمی غم که آشناست
  6. شمارهٔ ۹۹ما به این بی‌اعتباری چرخ سرگردان ماست
  7. شمارهٔ ۱۰۰گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست
  8. شمارهٔ ۱۰۱در عشق تو ناله پیشة ماست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.