پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب

برفروزی چو رخ، آتش شود از خوی تو آب

تو به این مایه حیا باز مکن جیب، مباد

که ز نامحرمی باد شود بوی تو آب

بر لب جو مخرام ای بت رعنا ترسم

که بدزدد روش از قامت دلجوی تو آب

در کفت آینه نبود که پی شیشة دل

سنگ برداشتی و شد به کف از خوی تو آب

بس که در کشتن فیّاض شدی گرم شتاب

شده شمشیر ز بیم تو به پهلوی تو آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶عُجْب در مستی ندارد هیچ فرقی با شراب
  2. شمارهٔ ۸۷همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب
  3. شمارهٔ ۸۸دلم از غصّه رنجورست امشب
  4. شمارهٔ ۸۹بی‌لبت ساغر می‌ آب ندارد امشب
  5. شمارهٔ ۹۰نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
  6. شمارهٔ ۹۱جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب
  7. شمارهٔ ۹۲زلف را با تیره‌بختی شد رخ جانان نصیب
  8. شمارهٔ ۹۳گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.