پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

چو کرد خاک ره یار روزگار مرا

به چشم عالمیان داد اعتبار مرا

دماغ بوی گل و برگ گلستانم نیست

مگر به باغ برد نالة هزار مرا

به کف نه جام میی، در نظر نه روی مهی

گلی شکفته نگردید ازین بهار مرا

ز طرز دیدن پنهانت این چنین پیداست

که راز دل زتو خواهد شد آشکار مرا

مرا ز گردش چشم تو حال می‌گردد

به گردش مه و مهر فلک چه کار مرا؟

ز نارسایی اقبالم ای فلک خوش باش

به دامنی نرسم گر کنی غبار مرا

چنین که زار و ضعیفم ز هجر او فیّاض

مگر صبا برساند به کوی یار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶از ناتوانی می‌کشد دوش نفس بار مرا
  2. شمارهٔ ۷۷دل می‌کشد به لالة راغ دگر مرا
  3. شمارهٔ ۷۸باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
  4. شمارهٔ ۷۹دل به زلفش می‌کشد آشفته سامانی مرا
  5. شمارهٔ ۸۰ها مژده که جانانه خرامید به صحرا
  6. شمارهٔ ۸۱چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا
  7. شمارهٔ ۸۲چو دادند اختیار کل قضا را
  8. شمارهٔ ۸۳ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.