پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا

که قدر و قیمت یاران هم از یاران شود پیدا

من و کنج فراق ای گریة حسرت کجایی تو

که در روز چنین قدر هواداران شود پیدا

اگر از گریة بسیار من درهم شود شاید

که گاهی آفتی از کثرت باران شود پیدا

از آن ترسیم که زاهد هرگز از مستی نیاساید

اگر احوال بیهوشان به هشیاران شود پیدا

ندیدی فتنه، آسیب گرانباری چه می‌دانی؟

چو کشتی بشکند حال سبکاران شود پیدا

ز خاک سبحه سازد پیر ما پیمانه و ترسم

که ناگه رخنه‌ای در کار می‌خواران شود پیدا

بلای جان فیّاض است هر جا دلربایی هست

که دایم فتنه بهر سینه‌افگاران شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را
  2. شمارهٔ ۷۰تا حلقه نبد زلف بت مهوش ما را
  3. شمارهٔ ۷۱الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
  4. شمارهٔ ۷۲تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
  5. شمارهٔ ۷۳مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
  6. شمارهٔ ۷۴چو کرد خاک ره یار روزگار مرا
  7. شمارهٔ ۷۵بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا
  8. شمارهٔ ۷۶از ناتوانی می‌کشد دوش نفس بار مرا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.