پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا

توان در خاکبازی یافت اکسیر مراد آنجا

گشاد فیض خواهی چشم عبرت در چمن بگشا

که خط سبزه بلبل را کند صاحب سواد آنجا

ز بزم عقل افکندم به کوی عشق رخت آخر

هر آن خرمن که اینجا داشتم دادم به باد آنجا

کسی از سیر گلزاری چه طرف آرزو بندد

که گل هر چند می‌چینی شود حسرت ز یاد آنجا

رقیب دیو سیرت را نگهبان کرده بر گنجی

که نتوان کرد یک دم بر ملک هم اعتماد آنجا

مرا بیگانه در بیرون نمود آن حسن در پرده

ندیدم چون درون رفتم به غیر از اتّحاد آنجا

چه می‌پرسی سراغ بزم عشرت از من ای فیّاض

گذشت آن هم اگر گاهی گذاری می‌فتاد آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما را
  2. شمارهٔ ۶۹نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را
  3. شمارهٔ ۷۰تا حلقه نبد زلف بت مهوش ما را
  4. شمارهٔ ۷۱الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
  5. شمارهٔ ۷۲تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
  6. شمارهٔ ۷۳مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
  7. شمارهٔ ۷۴چو کرد خاک ره یار روزگار مرا
  8. شمارهٔ ۷۵بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.