پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

از گریه خلاصی نبود چشم ترم را

کردند بحل بر مژه خون جگرم را

شمشیر تو از جیب برآورد سرم را

دام تو به پرواز درآورد پرم را

پرواز هوایش نه باندازة بالست

بیچارگی از بهر همین کند پرم را

ادراک کمالات تو بر طاق بلندست

کوته نفکندند کمند نظرم را

گر زانکه لباس ورعم چاکِ گنه داشت

بر پرتو خورشید گشودند درم را

با داغ تو بر گبر و مسلمان شرفم هست

این سکه در ایام روا کرد زرم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵رویش که هست رنگ ز رخسار مه ربا
  2. شمارهٔ ۶۶من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
  3. شمارهٔ ۶۷رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا
  4. شمارهٔ ۶۸جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما را
  5. شمارهٔ ۶۹نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را
  6. شمارهٔ ۷۰تا حلقه نبد زلف بت مهوش ما را
  7. شمارهٔ ۷۱الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
  8. شمارهٔ ۷۲تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.