پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را

چو زاهد تا به کی سازم بت خود پارسایی را

به کاه عشق کوهی برنیاید، زور بازو بین

که چون با ناتوانی می‌کند خیبر گشایی را!

سبک پروازتر در اوج همّت هر که فارغ‌تر

به جای بال و پر دارند مردان بی‌نوایی را

به لاف دانش از کشف حقایق عقل می‌نازد

گلی بر سر به است از صد گلستان روستایی را

به استغنا ز مردم دست‌مزد عشوه می‌خواهد

به نام پادشاهی می‌کند زاهد گدایی را

نجات عشق در سرگشتگی باشد نمی‌داند

درین دریا به جز باد مخالف ناخدایی را

به تن بی‌جاست نام آدمیّت،‌کار جان دارد

زنی آوازه و باشد نَفَس در رنج نایی را

ترا گر شیوه غیر از بندگی باشد خدا داند

که بر ذات تو تهمت می‌توان کردن خدایی را

نزاکت چون شکر فیّاض جوشد از نی کلکم

رسانیدم به جای نازکی نازک‌ادایی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را
  2. شمارهٔ ۶۱مصوّرگونه از رویت دهد حسن مثالی را
  3. شمارهٔ ۶۲کردند پردة رخ دلدار شیشه را
  4. شمارهٔ ۶۳از گریه خلاصی نبود چشم ترم را
  5. شمارهٔ ۶۴این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا
  6. شمارهٔ ۶۵رویش که هست رنگ ز رخسار مه ربا
  7. شمارهٔ ۶۶من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
  8. شمارهٔ ۶۷رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.