پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

مصوّرگونه از رویت دهد حسن مثالی را

مهندس نسخه زابرویت برد شکل هلالی را

اگر پای نگاهت در میان نبود که خواهد کرد

به حسن لم‌یزل پیوند عشق لایزالی را؟

من از نازی که با مه داشت ابروی تو می‌گفتم

که بر طاق بلندی می‌نهد صاحب کمالی را

رمد مضمون بکری بود در دیوان هجرانش

نوشتم بر بیاض چشم خود این بیت عالی را

من و خمیازه‌پردازی به آغوشی که شب یادش

کند در پهلوی من خار گل‌های نهالی را

چسان فکر برون رفتن کند عاشق ز بزم او؟

که بر پا دام بیند حلقه‌های نقش قالی را

به یاد «طالب آمل» چو چشمی تر کنم فیّاض

به یاران رسم گردانم هوای برشکالی را را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳از گریه خلاصی نبود چشم ترم را
  2. شمارهٔ ۶۴این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا
  3. شمارهٔ ۶۵رویش که هست رنگ ز رخسار مه ربا
  4. شمارهٔ ۶۶من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
  5. شمارهٔ ۶۷رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا
  6. شمارهٔ ۶۸جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما را
  7. شمارهٔ ۶۹نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را
  8. شمارهٔ ۷۰تا حلقه نبد زلف بت مهوش ما را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.