پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را

نگه دارد خدا از فتنه‌های چشم بد او را

نظر بر نرگس مستانه‌ی جادووشی دارم

که چشمش سرمه‌دان ناز سازد چشم آهو را

بر و رویش مسلمان را به مصحف سوختن خواند

سر زلفش به آتش می‌نماید راه هندو را

به خشم و ناز ازو یک ذرّه روی دل نگردانم

بگردم گِرد آن وقتی که گرداند ز من رو را

دل آتش مزاج من به هیچ از جوش ننشیند

مگر آب دم خنجر نشاند آتش او را

به زور این عقده از پیش دل او برنمی‌خیزد

ندانم کوهکن تا چند دارد رنجه بازو را

به راهی بایدم، با همرهان بد موافق شد

که انگشتان پا از هم تهی سازند پهلو را

مرا از فضل سرشاری که دارم این پسند آمد

که در بزم ادب تا می‌توانم کرد زانو را

به چوگانی که بازی می‌کند گردون بالادست؟

که یک ضربت ز مشرق تا به مغرب می‌برد گو را

به آن رعنا بت آتش‌طبیعت، کس نمی‌گوید

که از چشم بدان پوشیده دارد روی نیکو را

اگر داری هوای خدمت مردان ره فیّاض

به آب حلم باید روی شستن آتشین خو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
  2. شمارهٔ ۵۵سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را
  3. شمارهٔ ۵۶گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
  4. شمارهٔ ۵۷ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را
  5. شمارهٔ ۵۸بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را
  6. شمارهٔ ۵۹جدا از دوستان در مرگ می‌بینم رهائی را
  7. شمارهٔ ۶۰عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را
  8. شمارهٔ ۶۱مصوّرگونه از رویت دهد حسن مثالی را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.