پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را

که دشوارست قطع وادی این فرسوده پایان را

که می‌گوید نوابخشان این کو را که یک ساعت

به طرف دامنی گیرند دست این بینوایان را

چه خواهد شد نگاهی گر نباشد گوشة چشمی

بدین بیگانگی تا کی توان دید آشنایان را

غنای سلطنت کم‌مایه‌تر از مسکنت دیدم

مگر غالب شریکی هست با شاهان گدایان را

فریب رهبران شرع بیش از رهزنان باشد

نمی‌دانم که از ره برده باشد رهنمایان را؟

دماغ دوربینی‌های عقل از عاشقان ناید

دلیل دیگری می‌باید این آشفته‌رایان را

به من گفتی چرا فیّاض ترک زهدورزی کرد

چه دانم من به وی تقریر کن این بخت‌آیان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را
  2. شمارهٔ ۵۱گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
  3. شمارهٔ ۵۲نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
  4. شمارهٔ ۵۳بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
  5. شمارهٔ ۵۴از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
  6. شمارهٔ ۵۵سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را
  7. شمارهٔ ۵۶گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
  8. شمارهٔ ۵۷ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.