پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را

که شیر دایه پندارند خون بی‌گناهان را

ز حاکم غافلی ظالم نمی‌دانی که می‌باید

غم امیدواران بیشتر امیدکاهان را

به شوخی‌های انصاف تو نازم در صف محشر

که دامن می‌دهد در دست مشتی دادخواهان را

ز اقبال بلند عشق بی‌طالع گمان دارم

که تسخیر سیه‌بختان کند مژگان سیاهان را

تو ای سرخیل خوبان چون به خال و خط کنم وصفت!

به تعریف دگر باید ستودن پادشاهان را

به ما بسیار ای بدخو جفا کردی و بد کردی

ازین بدتر جفا بایست کردن نیکخواهان را

رمیدن‌های عاشق در حقیقت دام معشوقست

به وحشت الفت دیگر بود جادونگاهان را

نگاه سرکشش را التفاتی با اسیران است

رعیّت‌پروری لازم بود شوکت پناهان را

به جهد خویش باید دست در دامان رهبر زد

چه می‌داند جرس درد دل گم کرده راهان را

به این بیچارگی‌ها دل همان در چاره می‌بندم

امید ساحل از دل کی رود کشتی تباهان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
  2. شمارهٔ ۵۳بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
  3. شمارهٔ ۵۴از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
  4. شمارهٔ ۵۵سایه زلفت به سر شمشاد سازد شانه را
  5. شمارهٔ ۵۶گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
  6. شمارهٔ ۵۷ای کرده سرمه از ناز چشم غزاله‌ها را
  7. شمارهٔ ۵۸بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را
  8. شمارهٔ ۵۹جدا از دوستان در مرگ می‌بینم رهائی را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.