پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را

به مرگ عیش سیه‌پوش داغ ماتم را

کسی که سرمه از آن درگرفت چون خورشید

به یک نگاه ببیند تمام عالم را

به گلشنی که در آن شعله آبیار بود

به آفتاب برابر نهند شبنم را

به روز وصل سیاهی ز داغ برگیرم

لباس عید نسازم پلاس ماتم را

به دهر خون نخورد آدمی چه چاره کند!

به آب غصّه سرشتند خاک آدم را

ز دود دل رقمی چند در سفینة چرخ

به یادگار نوشتیم شکوة غم را

نیاورم به زبان راز دل ولی فیّاض

بگو چه چاره کنم گریة دمادم را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
  2. شمارهٔ ۴۸ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
  3. شمارهٔ ۴۹ز من منّت بود سرو و سمن را
  4. شمارهٔ ۵۰نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را
  5. شمارهٔ ۵۱گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
  6. شمارهٔ ۵۲نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
  7. شمارهٔ ۵۳بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
  8. شمارهٔ ۵۴از بیم دریا کی کنم ترک این ره کوتاه را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.