پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را

که دود رفته در سر باز می‌گرداند آتش را

چو شمع چهره از برق طلوع می برافروزد

به گرد خویش چون پروانه می‌گرداند آتش را

نگاه گرم از بیمش نهفتم در پس مژگان

چه دانستم که مشت خس نمی‌پوشاند آتش را

ضعیفان را نباشد زور بازوی قوی‌دستان

سپند ما عبث بر خویش می‌خنداند آتش را

برآرد دود اگر از خرمن ما جای آن دارد

نگاه او که برق از سبزه می‌رویاند آتش را

عرق کز چهرة گلرنگ آتشگون فرو ریزد

اگر در آتش افشانند می‌سوزاند آتش را

به روی او گشاید غنچه و گل پر عرق گردد

گهی خنداند اخگر را گهی گریاند آتش را

چه‌سان با عارض او لاف یکرنگی تواند زد

که رخسارش به رنگی هر زمان گرداند آتش را

چنین کز ناله‌ام فیّاض فوج شعله می‌جوشد

دم گرمم به خاکستر چرا ننشاند آتش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  2. شمارهٔ ۴۴کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  3. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  4. شمارهٔ ۴۶کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
  5. شمارهٔ ۴۷چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
  6. شمارهٔ ۴۸ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
  7. شمارهٔ ۴۹ز من منّت بود سرو و سمن را
  8. شمارهٔ ۵۰نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.