پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را

بیا از پیش من ای گریه بردار این رسایل را

از آن کنج لب شیرین غریبی بوسه می‌خواهد

چه می‌گویی جوابش؟ منع نتوان کرد سایل را

به من از علم اشراقی و مشّایی چه می‌گویی؟

که صد ره شسته‌ام چون مشق طفلان این رسایل را

مسخّن دان دل تنگم مجسطی را نمی‌دانم

به بطلمیوس بگذار این مُمثل را و مایل را

حدیث وصل و حرف کیمیا یارب که پیدا کرد؟

که قولی در میان هست و نمی‌دانیم قایل را

شفادانان لعل یار فارغ از اشاراتند

نمی‌‌خوانند هرگز دفتر عرض فضایل را

میان ما و جانان حایلی خود نیست جز هستی

بیا فیّاض تا از پیش برداریم حایل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  2. شمارهٔ ۴۶کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
  3. شمارهٔ ۴۷چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
  4. شمارهٔ ۴۸ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
  5. شمارهٔ ۴۹ز من منّت بود سرو و سمن را
  6. شمارهٔ ۵۰نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را
  7. شمارهٔ ۵۱گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
  8. شمارهٔ ۵۲نمی‌پوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.