پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را

دست می‌بوسد هنر آن شست تیرانداز را

مرکبش را مست نازی گفته‌ام کز هر خرام

در جلو می‌افکند چابک‌وشان ناز را

بلهوس را رام با خود کرد پُر بی‌عزّتی‌ست

گر نیاویزد به یک سو طرّهٔ طنّاز را

سحر و معجز را به یک دست آن پری می‌پرورد

می‌کشد در چشم جادو سرمهٔ اعجاز را

در هوای دام زلفش بال بر هم می‌زنم

من که عمری در قفس پرورده‌ام پرواز را

می‌رساند خویشتن را پیش شاهین شکار

برکشد چون در شکار آواز طبل باز را

گو‌ش‌ها خامست فیّاض اینقدر فریاد چیست

اندکی برکش ازین آهسته‌تر آواز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  2. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  3. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  4. شمارهٔ ۴۴کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  5. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  6. شمارهٔ ۴۶کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
  7. شمارهٔ ۴۷چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
  8. شمارهٔ ۴۸ز پس افتادگان عرض نیازی پیشوایان را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.