پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!

سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را

از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم

زنجیر کردم این نگه هرزه‌گرد را

گرمی مکن به غیر، مبادا که ناگهان

بیرون دهم ز سینة گرم آه سرد را

گاهی فتد به ما نگه شوخ چشم یار

کردیم رام آهوی صحرانورد را

فیّاض شد ملول که یارب غبارِ کیست

بر درگه تو دید چو بنشسته گرد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
  2. شمارهٔ ۴۱چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  3. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  4. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
  5. شمارهٔ ۴۴کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
  6. شمارهٔ ۴۵منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
  7. شمارهٔ ۴۶کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
  8. شمارهٔ ۴۷چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.