پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴

لبریزِ شکوه شد دل حسرت‌پرست ما

کو طرف دامنی که بیفتد به دست ما!

آزار ما روا نبود بیش ازین دگر

رنگ شکسته‌ایم چه حاصل شکست ما!

دست دعا برای تو داریم بر سپهر

غیر از دعا دگر چه برآید ز دست ما!

امید هست اینکه بیابیم هر چه نیست

اکنون که سر به نیست برآورده هست ما

امشب که گوش ناله شنو در کمین نبود

شیون بلند داشت نواهای پست ما

بر خویش یافتیم ظفر، غیر ازین نبود

تیری که یافت فیض گشادی ز شست ما

ما را بدایتی است پس از منتهای دهر

شام قیامت است صباح الست ما

ای هوشمند عرض هنر بیش ازین مبر

دانش‌پذیر نیست دل لایمست ما

فیّاض طعن خواری ما بیش ازین مزن

عزّت بود به خاک مذلّت نشست ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما
  2. شمارهٔ ۷تدبیر ماست در گرو عقل پیر ما
  3. شمارهٔ ۸گفته‌ای: بیدار باید عاشق دیدار ما
  4. شمارهٔ ۹جز داغ سینه گل نکند در بهار ما
  5. شمارهٔ ۱۰کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما
  6. شمارهٔ ۱۱ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
  7. شمارهٔ ۱۲ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ما
  8. شمارهٔ ۱۳بیجا نبود سعی فلک در هلاک ما
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.