پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸

گفته‌ای: بیدار باید عاشق دیدار ما

پاس این حرف تو دارد دیدهٔ بیدار ما

رتبة افتادگی را خوش به بالا برده‌ایم

سایه بر بالای خود می‌افکند دیوار ما

دوستان مرهم‌گذار و دشمنان الماس‌ریز

کس نمی‌داند علاج سینة افگار ما

چون نسیمی کز چمن برگ گلی آرد برون

ناله لخت دل برون کی آرد از گلزار ما

هر یک از پود نفس در دستِ تارِ ناله‌ایست

دیگر ای حسرت چه می‌خواهی ز جان زار ما!

زهد زاهد شعبه‌ای از دودمان کفر ماست

خویشی نزدیک دارد سبحه با زنّار ما

گرچه در آلوده دامانی مثل گشتیم لیک

آب رحمت می‌رود در جوی استغفار ما

تا کدامین فتنه بازش بر سر ناز آورد

بوی خون می‌آید امروز از در و دیوار ما

ما ز اوج آسمان بر آستان افتاده‌ایم

از مروّت نیست فیّاض این قدر آزار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما
  2. شمارهٔ ۱۱ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
  3. شمارهٔ ۱۲ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ما
  4. شمارهٔ ۱۳بیجا نبود سعی فلک در هلاک ما
  5. شمارهٔ ۱۴پُر است یاد تو در کنج دیده و دل ما
  6. شمارهٔ ۱۵آیینة هر لاله عذارست دل ما
  7. شمارهٔ ۱۶گر مستی‌یی ز لعل بتان می‌کنیم ما
  8. شمارهٔ ۱۷آتش چکد چو آب ز طرز بیان ما
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.