پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳

هرزه کمر نبسته‌ام کینة روزگار را

یاور خویش کرده‌ام صاحب ذوالفقار را

بیم خزان چه می‌کند در چمن امید من

من که به اشک آتشین آب دهم بهار را

ما و امید سجدة خاک دری که تا ابد

سرمة وعده می‌دهد دیدة انتظار را

سینه به داغ دل دهم، در غم عشق تا به کی

در شکنم به کام دل حسرت لاله‌زار را

سر نکشد ز خاک غم دانة آرزوی من

چند شفیع آورم دیدة اشکبار را

جیبِ نفس چه می‌درد نالة دلکشی که من

در کف عشق داده‌ام دامن اختیار را

چند چو فیّاض کند دیدة من قطار اشک

گریه برون نمی‌برد از دل من غبار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵عشق آمده آتش زده در نیک و بد ما
  2. شمارهٔ ۶خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما
  3. شمارهٔ ۷تدبیر ماست در گرو عقل پیر ما
  4. شمارهٔ ۸گفته‌ای: بیدار باید عاشق دیدار ما
  5. شمارهٔ ۹جز داغ سینه گل نکند در بهار ما
  6. شمارهٔ ۱۰کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما
  7. شمارهٔ ۱۱ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
  8. شمارهٔ ۱۲ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ما
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.