پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها

که اقبال تو آسان کرد بر ما حلّ مشکل‌ها

الا ای کعبة مقصود رخ بنما که تا عمری

درین وادی به امید تو پیمودیم منزل‌ها

ره گم کرده چون یابم کزین جمّازه آرایان

به گوشم مختلف می‌آید آواز زلازل‌ها

مگر تقدیر شد یارب که کشتی‌های مشتاقان

ازین گرداب‌ها هرگز نبیند روی ساحل‌ها

ره پست و بلندی دارد این وادی خبر دارم

سبک بندید ای جمّازه‌داران بار محمل‌ها

چنان افتاده بارو خر گرانباران دانش را

که تا روز جزا بیرون نمی‌آیند ازین گل‌ها

به پای جسم نتوان رفت ره فیّاض امدادی

که بار از دوش برداریم و بربندیم بر دل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را
  2. شمارهٔ ۳۲صلای می‌زنم امروز مه‌وش خود را
  3. شمارهٔ ۳۳چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
  4. شمارهٔ ۳۴به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
  5. شمارهٔ ۳۵تمنّای تو جان اندر تن آرد نقش دیبا را
  6. شمارهٔ ۳۶نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  7. شمارهٔ ۳۷خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
  8. شمارهٔ ۳۸کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.