پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را

من چه می‌کردم به عالم گر نمی‌دیدم تو را

با همه مشکل‌پسندی‌های طبع نازکم

حیرتی دارم که چون آسان پسندیدم تو را؟

یک بساط دهر شد زیر و زبر در انتخاب

زین جواهر تا به طبع خویش برچیدم تو را

من ز خود گم می‌شدم چون می‌شنیدم نام تو

خویش را گم کرده‌تر می‌خواستم دیدم تو را

کی قبول من شدی فیّاض در ردّ و قبول

تا به میزان رهی صد ره نسنجیدم تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
  2. شمارهٔ ۳۴به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
  3. شمارهٔ ۳۵تمنّای تو جان اندر تن آرد نقش دیبا را
  4. شمارهٔ ۳۶نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  5. شمارهٔ ۳۷خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
  6. شمارهٔ ۳۸کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
  7. شمارهٔ ۳۹پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
  8. شمارهٔ ۴۰تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.