پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را

به یمن تیغ او آخر گشودم مشکل خود را

نه چشم زخم برقی شد نه بادِ دامن آفت

که بر باد فنا دانسته دادم حاصل خود را

برو ای ابر آب رحمتی زن خاک آدم را

که من از اشک چشم خویش تر کردم گل خود را

به یک زخم دگر جان مرا در اضطراب افکند

نمی‌دانم چه‌سان معذور دارم قاتل خود را

مرا فیّاض از آن بدخو شکایت بیش ازین نبود

که غمخوارانه‌تر بایست کشتن بسمل خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵تمنّای تو جان اندر تن آرد نقش دیبا را
  2. شمارهٔ ۳۶نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  3. شمارهٔ ۳۷خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
  4. شمارهٔ ۳۸کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
  5. شمارهٔ ۳۹پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
  6. شمارهٔ ۴۰تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
  7. شمارهٔ ۴۱چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  8. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.