پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را

به دامن تیز کردم آتش پروانهٔ خود را

نه جرم چشمه‌ساران بود و نه تقصیری از باران

که من دانسته در آتش فکندم دانهٔ خود را

نه چاکی در دل و نه رخنه‌ای در سینه، کو سیلی؟

که نتوان دید ازین ویرانه‌تر ویرانهٔ خود را

چه قیمت دین و ایمان را که در پای تو افشانم

به دینداران بحل کن جلوهٔ مستانهٔ خود را

چراغ خلوتم یک شب نگردیدی و می‌ترسم

ز شمع غیر باید کرد روشن خانهٔ خود را

نمی‌آرد مزاج عشوه تاب گرمی غیرت

مکن تکلیف بزم دیگران پروانهٔ خود را

نه تدبیر علاجش می‌کنی نه فکر زنجیرش

دگر خوش سر به صحرا داده‌ای دیوانهٔ خود را

به عالم نیست بد مستی که سرخوش نیست از خونم

بیا یک دم درین می زن تو هم‌پیمانهٔ خود را

ملامت می‌شد فیّاض یاران را، همان بهتر

که خود گویی و هم خود بشنوی افسانهٔ خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  2. شمارهٔ ۳۷خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
  3. شمارهٔ ۳۸کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
  4. شمارهٔ ۳۹پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
  5. شمارهٔ ۴۰تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
  6. شمارهٔ ۴۱چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
  7. شمارهٔ ۴۲سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش را
  8. شمارهٔ ۴۳نمود از پرده رخ یارم نمی‌خواهم دلایل را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.