پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

کجا شد آن نمک‌پاشی به زخم از همزبانی‌ها

نهان در هر نگه صد لطف و ظاهر سرگرانی‌ها

کنون گر صد ادا از غیر می‌بینی نمی‌فهمی

چه شد آن خرده‌بینی‌های ناز و نکته‌دانی‌ها

به جادویی خراج بابل از هاروت می‌گیرم

ولیکن درنمی‌گیرد درو جادو زبانی‌ها

اگر کوتاه شد دست من از دامان فتراکش

ولی دارم از آن ترک شکارافکن نشانی‌ها

عصای آه گاهی دستگیری می‌کند فیّاض

وگرنه برنمی‌خیزم ز جا از ناتوانی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲صلای می‌زنم امروز مه‌وش خود را
  2. شمارهٔ ۳۳چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
  3. شمارهٔ ۳۴به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
  4. شمارهٔ ۳۵تمنّای تو جان اندر تن آرد نقش دیبا را
  5. شمارهٔ ۳۶نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  6. شمارهٔ ۳۷خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
  7. شمارهٔ ۳۸کی می‌دهم به جنس دوا نقد درد را!
  8. شمارهٔ ۳۹پنجه می‌بازد خرد آن دست چوگان‌باز را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.