پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حال‌ها

حال‌ها مغزست و بر وی پرده قیل و قال‌ها

گلبن برهان بهار طرفه‌ای دارد ز پیش

باش تا گل‌ها دمد از خار استدلال‌ها

تا جمال خویش بینی دل ز هر نقشی بشوی

پرده‌های چهرة آیینه شد تمثال‌ها

نامة اعمال را حرف معاصی زینب است

بر عذار نیکوان خوش می‌نماید خال‌ها

عشق یک حرف است و معنی کاروان در کاروان

زهرة تفصیل‌ها شد آب ازین اجمال‌ها

حرف ما کج‌مج‌زبانان عشق می‌داند که چیست

همچو مادر کس نمی‌داند زبان لال‌ها

درهم ماه است حاصل در کف و دینار مهر

عمرها شد خاک می‌بیزیم ازین غربال‌ها

هر دو عالم را به جای دست بر هم می‌زنیم

وقت پروازست می‌باید به هم زد بال‌ها

لحظه‌ای تا وصل او فیّاض گردد قسمتم

صرف این یک لحظه کردم ماه‌ها و سال‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰کجا شد آن نمک‌پاشی به زخم از همزبانی‌ها
  2. شمارهٔ ۳۱یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را
  3. شمارهٔ ۳۲صلای می‌زنم امروز مه‌وش خود را
  4. شمارهٔ ۳۳چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود را
  5. شمارهٔ ۳۴به ناز و غمزه خود آموختم جانانهٔ خود را
  6. شمارهٔ ۳۵تمنّای تو جان اندر تن آرد نقش دیبا را
  7. شمارهٔ ۳۶نکرد ناخن تدبیر اثر دل ما را
  8. شمارهٔ ۳۷خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.