پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ مصوّرگونه از رویت دهد حسن مثالی را
  2. شمارهٔ ۶۲ کردند پردة رخ دلدار شیشه را
  3. شمارهٔ ۶۳ از گریه خلاصی نبود چشم ترم را
  4. شمارهٔ ۶۴ این قدر آب هوس بستن به جوی دل چرا
  5. شمارهٔ ۶۵ رویش که هست رنگ ز رخسار مه ربا
  6. شمارهٔ ۶۶ من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
  7. شمارهٔ ۶۷ رواج بیدلان از مهر دلداران شود پیدا
  8. شمارهٔ ۶۸ جنون تکلیف کوه و دشت و صحرا می‌کند ما را
  9. شمارهٔ ۶۹ نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما را
  10. شمارهٔ ۷۰ تا حلقه نبد زلف بت مهوش ما را
  11. شمارهٔ ۷۱ الهی آب و رنگ شعله ده مشت گل ما را
  12. شمارهٔ ۷۲ تو ای بلبل گهی از نالة خود شاد کن ما را
  13. شمارهٔ ۷۳ مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
  14. شمارهٔ ۷۴ چو کرد خاک ره یار روزگار مرا
  15. شمارهٔ ۷۵ بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا
  16. شمارهٔ ۷۶ از ناتوانی می‌کشد دوش نفس بار مرا
  17. شمارهٔ ۷۷ دل می‌کشد به لالة راغ دگر مرا
  18. شمارهٔ ۷۸ باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
  19. شمارهٔ ۷۹ دل به زلفش می‌کشد آشفته سامانی مرا
  20. شمارهٔ ۸۰ ها مژده که جانانه خرامید به صحرا
  21. شمارهٔ ۸۱ چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا
  22. شمارهٔ ۸۲ چو دادند اختیار کل قضا را
  23. شمارهٔ ۸۳ ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
  24. شمارهٔ ۸۴ به گلستان چو روی گل شود از روی تو آب
  25. شمارهٔ ۸۵ بنشین که بی‌رخ تو ندارم قرار و تاب
  26. شمارهٔ ۸۶ عُجْب در مستی ندارد هیچ فرقی با شراب
  27. شمارهٔ ۸۷ همین نه مرهم دل‌های خسته است شراب
  28. شمارهٔ ۸۸ دلم از غصّه رنجورست امشب
  29. شمارهٔ ۸۹ بی‌لبت ساغر می‌ آب ندارد امشب
  30. شمارهٔ ۹۰ نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
  31. شمارهٔ ۹۱ جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب
  32. شمارهٔ ۹۲ زلف را با تیره‌بختی شد رخ جانان نصیب
  33. شمارهٔ ۹۳ گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
  34. شمارهٔ ۹۴ غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت
  35. شمارهٔ ۹۵ امشب ز فرقت تو دلم چون چراغ سوخت
  36. شمارهٔ ۹۶ اگرچه شعلة حسنت تمام عالم سوخت
  37. شمارهٔ ۹۷ پیشهٔ ما عشق و رندی کار ماست
  38. شمارهٔ ۹۸ دل بد مکن ز همدمی غم که آشناست
  39. شمارهٔ ۹۹ ما به این بی‌اعتباری چرخ سرگردان ماست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ در عشق تو ناله پیشة ماست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ جلوة قد تو از چاک دل ما پیداست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ نظر به روی تو دارد نگاه بی‌ادبست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ چو موج بر سر آبیم و حال سخت خرابست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ در عهد نگاه تو که صیاد شکیب است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ مه روی تو که آرایش هر مهتاب است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ از عشق که جان در تن بیمار حزین است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ حسن محجوب ز نظّاره خطرها دارد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ چه کنم صلح کسی جنگ و ستیز تو که خوبست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ تنم از رنج و بلا مایه‌ده ایّوبست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ خاطر ما به تو صد جا بندست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ دلم پای‌بند نسیم بهارست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست

متن اشعار به نقل از گنجور.