پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

چو موج بر سر آبیم و حال سخت خرابست

خوشا امید جگر تشنه‌ای که محو سرابست

بگو به ساقی گلرخ که خون شیشه بگیرد

که از حرارت می در میان آتش و آبست

اگر تو رخ بگشایی دلم چو گل بگشاید

بیا که رشتة کارم گره به بند نقابست

حدیث شوق ترا خامه سرسری ننویسد

که رقعه‌ؤاری ازین مایة هزار کتابست

درآ به میکده فیّاض انتظار چه داری

که دیده پُرنم اشک است و جام پُر ز شرابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶در عهد نگاه تو که صیاد شکیب است
  2. شمارهٔ ۱۰۷مه روی تو که آرایش هر مهتاب است
  3. شمارهٔ ۱۰۸از عشق که جان در تن بیمار حزین است
  4. شمارهٔ ۱۰۹حسن محجوب ز نظّاره خطرها دارد
  5. شمارهٔ ۱۱۰چه کنم صلح کسی جنگ و ستیز تو که خوبست
  6. شمارهٔ ۱۱۱تنم از رنج و بلا مایه‌ده ایّوبست
  7. شمارهٔ ۱۱۲ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست
  8. شمارهٔ ۱۱۳یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.