پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست

اگر غلط نکنم تیرش از نی قندست

گره ز طرَة خود باز اگر کنی چه شود

گره‌گشایی ما عمرهاست در بندست

کسی به دوست رسد کز جهان تواند رست

بریدن از همه عالم نشان پیوندست

دلم به حرف تو ناصح نمی‌کشد چه کنم؟

که ناوکم به جگر دل‌نشین‌تر از پندست

چه بی‌وفای جهانی که در زمانة تو

قسم به عهد تو خوردن شکست سوگندست

بس است نکته همین کوری زلیخا را

‍... ندست

...

که مهر غیر برابر به مهر فرزندست

برای قتل تو شمشیر کی کشد، فیّاض

هلاک صد چو تو در بند یک شکرخندست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
  2. شمارهٔ ۱۱۵خاطر ما به تو صد جا بندست
  3. شمارهٔ ۱۱۶نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست
  4. شمارهٔ ۱۱۷دلم پای‌بند نسیم بهارست
  5. شمارهٔ ۱۱۸گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست
  6. شمارهٔ ۱۱۹مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
  7. شمارهٔ ۱۲۰دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
  8. شمارهٔ ۱۲۱منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.