پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست

ملک دل زآب دم تیغ ستم آبادست

دستگیریش به جز تیشه درین راه نبود

عاشقان رحم به بیچارگی فرهادست

نقش شیرین اگر از موی نگارد شاپور

کوهکن تیشه به دستش قلم فولادست

سر مو عیب ندارد خط جان‌پرور دوست

می‌‌توان یافت که مشق قلم استادست

می‌توان گفت اگر کفر نباشد فیّاض

نقطهٔ بخت تو سهوالقلم ایجادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست
  2. شمارهٔ ۱۱۹مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
  3. شمارهٔ ۱۲۰دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
  4. شمارهٔ ۱۲۱منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
  5. شمارهٔ ۱۲۲گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست
  6. شمارهٔ ۱۲۳تا به روی تو در غمکدة من بازست
  7. شمارهٔ ۱۲۴نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است
  8. شمارهٔ ۱۲۵اختر بی‌نور ما شمع مزار ما بس است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.