پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

اختر بی‌نور ما شمع مزار ما بس است

تیره‌بختی‌های عالم یادگار ما بس است

در وداع دوستان دیدیم شور رستخیز

ای قیامت زحمت مشت غبار ما بس است

صد گلستان داغ پروردیم در یک غنچه دل

عالمی را رونق فصل بهار ما بس است

در فن بی‌اعتباری شهرة عالم شدیم

این قدر در هر دو عالم اعتبار ما بس است

ای فلک با خود قرار ناامیدی داده‌ایم

بعد ازین آزار جان بیقرار ما بس است

تا فتند سررشتة تدبیرها در پیچ و تاب

یک گره از رشتة زلفی به کار ما بس است

سیر تبریزی هم از ایّام مهلت یافتیم

این قدر فیّاض مهر از روزگار ما بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است
  2. شمارهٔ ۱۲۸ناز آتش، غمزه آتش، خویِ سرکش آتش است
  3. شمارهٔ ۱۲۹چارة ما بیدلان در دفع سودا آتش است
  4. شمارهٔ ۱۳۰تجرید و تجرّد ره کاشانه عشق است
  5. شمارهٔ ۱۳۱کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟
  6. شمارهٔ ۱۳۲ز رنگِ می به رخت تا نقاب در پیش است
  7. شمارهٔ ۱۳۳چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
  8. شمارهٔ ۱۳۴کار دلم در شکنج زلف تو تنگ است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.