پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است

هر قطره شبنم گل بستان آتش است

جز دود بال و پر به مشامش نمی‌رسد

پروانه مدّتی است که مهمان آتش است

تکرار درس شعله کند تا سحر چو شمع

هر شب دلم که طفل دبستان آتش است

در آتش غم تو دلم بی‌ترانه نیست

آری سپند بلبل بستان آتش است

خون هزار طفل سرشکش به گردن است

این آستین که موجة طوفان آتش است

می‌میرد و قرار ندارد ز سوختن

یارب چه آتش است که در جان آتش است!

فیّاض طرّة علم آه سرکشم

پیوسته همچو دود پریشان آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹چارة ما بیدلان در دفع سودا آتش است
  2. شمارهٔ ۱۳۰تجرید و تجرّد ره کاشانه عشق است
  3. شمارهٔ ۱۳۱کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟
  4. شمارهٔ ۱۳۲ز رنگِ می به رخت تا نقاب در پیش است
  5. شمارهٔ ۱۳۳چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
  6. شمارهٔ ۱۳۴کار دلم در شکنج زلف تو تنگ است
  7. شمارهٔ ۱۳۵هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است
  8. شمارهٔ ۱۳۶سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.